السيد حامد النقوي

308

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

تجويز تواند كرد كه جناب امير كلّ امير مصداق ( علي مع الحق و الحق مع علي ) تا عرصه شش ماه بيعت امام به حق ننمايد ، و خود را معاذ اللَّه داخل « من لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » ( على ما سنحقّقه انشاء اللَّه تعالى ) سازد و بعد عرصهء شش ماه وقت استنكار وجوه ناس التماس بيعت از امام به حق فرمايد ؟ ( هيهات ، هيهات ) رمد تعصّب و عناد ، بصر بصيرت اهل تشيّع را محيط گشته ، كه در اين مقامات ، بلكه ديگر امور متنازع فيها نيز ، دست از انصاف برداشته ، و بنياد اعتراضات را بر معانى اين قسم روايات گذاشته‌اند ، كه خلاف روايت و درايت است انتهى [ 1 ] . از اين عبارت ظاهر است كه اين بزرگ روايت فدك را با وصف تصريح بموجود بودنش در صحيح بخارى مخالف در آيات و روايات وامىنمايد ، و سلب اعتماد از آن مىكند ، و مضمون آن را خلاف عقل و دين مىداند ، و اعتقاد را بمفاد آن عين تعصّب و عناد ، و حقد و لداد مىپندارد ، پس اين غايت تهجين و توهين اين روايت ، و نهايت تفضيح و تقبيح صحيحين و مؤلّفين آن است بوجوه عديده . پس چگونه عاقلى بعد سماع اين همه افادات گوش به تشبّث رازى و اتباع او بعدم ذكر شيخين حديث غدير را خواهد داد ، كه از اين كلمات نهايت شناعت و ركاكت اين تشبث ظاهر مىشود . « مولوى حيدر على حديث قرطاس را در صحيحين موضوع دانسته » و نيز فاضل معاصر در تكذيب حديث قرطاس ، كه بخارى آن را در هفت جا

--> [ 1 ] ازالة الغين ص 593 ط دهلى .